تبلیغات در اینترنتclose
زنان روستایی در کنیا قربانی تجاوز و ختنه
زنان روستایی در کنیا قربانی تجاوز و ختنه
بازدید : 90 | پنجشنبه 12 اردیبهشت 1398 - 10:28
alitayebi
مدیر سایت
ارسالی ها : 758
عضویت : 9 /3 /1393
تشکر ها : 80
تشکر شده : 141
زنان روستایی در کنیا قربانی تجاوز و ختنه




روزالینا لیرپورا در تمام طول زندگی خود در محاصره زنان بوده است. در سن ۱۸ سالگی، روزالینا در روستایی در شمال کنیا زندگی می کند که تمامی ساکنان آن زن هستند. روزالینا هر روز غروب را به انجام وظایف و تکالیف، آوردن هیزم و یا ساخت زیورآلات رنگارنگ می گذراند. اسم این روستای کاملاً زنانه «اوموجا» (Umoja) است و روزالینا از زمانی که تنها ۳ سال داشته در این روستا زندگی می کرده است. در این روستا ۴۸ زن همراه با فرزندانشان در کپرهایی زندگی می کنند که با چوب های نوک تیز برای دور نگه داشتن افراد مزاحم محافظت می شوند.

وقتی که مردی وارد روستا می شود یا قصد تعرض به حریم روستای زنانه آن ها را دارد، ساکنان روستا به پلیس محلی اطلاع می دهند و آن ها نیز بنا بر دفعات تعرض و شدت آن، تنها به یک هشدار و تذکر بسنده کرده و یا وی را دستگیر خواهند کرد. این روستا در سال ۱۹۹۰ توسط ۱۵ زن که پس از مورد تعرض قرار گرفتن توسط سربازان انگلیسی پاسگاه مجاور، شرافتشان لکه دار شده و در میان مردم محلی انگشت نما شده بودند شکل گرفت. برخی از این زنان ادعا کردند که شوهرانشان آنان را مایه ننگ و بی آبرویی خانواده دانسته و از خانه بیرون رانده اند.
روزالینا هرگز پدرش را ندیده زیرا به او گفته شده که پدرش زمانی که او ۳ سال داشته فوت کرده است. مادرش از ترس اینکه خانواده شوهرش بخواهند دختر کوچکش را ختنه کنند، او را برداشته و به این منطقه فرار کرد، جایی که وی بیش از ۱۵ سال در کنار دیگر زنان فراری زندگی کرده است. تمامی زنان روستای اوموجو از فرهنگ سامبورو هستند، یک فرهنگ بسیار مردسالارانه که به ختنه زنان و دختران پرداخته و به چند همسری باور دارد



زنان ساکن این روستا از نسل های مختلفی هستند، در حالی که مسن ترین زن روستا ۹۸ سال و جوان ترین آن ها تنها ۶ ماه سن دارد. زنانی با سنین مختلف خود را به این روستا می رسانند، در حالی که برخی از آن ها تازه وضع حمل کرده اند. وقتی که کودکان پسر متعلق به زنان ساکن روستا به ۱۸ سالگی می رسند، باید از روستا بروند. در این روستا کلبه های کپری شکل فرهنگ سنتی سامبورو که «مانیاتا» (manyatta) نام دارند در دل صحرا خودنمایی می کنند و صدای کودکان و جوجه ها فضا را در اموجا پر کرده است. مانند دیگر زنان ساکن روستا، روزالینا نیز همراه مادرش در یک کپر کوچک که از چوب، شاخه و مدفوع گاو ساخته شده زندگی می کند و تنها منبع نور درون کپر از آتشی است که در میان سه تکه سنگ بزرگ قرار گرفته است.



در هنگام غروب این کپرهای کوچک پر از حس زندگی است و زنان دور آتش نشسته و با هم در مورد فعالیت های روزانه خود صحبت می کنند، در حالی که لوبیا و ذرت شام در حال پختن در داخل کاسه هایی بزرگ روی آتش هستند. روزالینا می گوید: «من در میان جمع بزرگی از زنان بزرگ شدم. انگار که در اطرافم مادرهای متفاوتی داشته باشم». بیرون از این کپرها، زنان روی حصیرهایی دست بافت نشسته و بازی کردن بچه ها را نگاه می کنند. گاهی اوقات آن ها به خواندن آوازهای سنتی سامبورو و رقص محلی خود می پردازند و زیورآلات رنگارنگ دور گردن و سر آن ها با این حرکات به رقص می آیند. برخی اوقات نیز بی صدا مشغول درست کردن گردنبندهای رنگارنگ می شوند که در میان زنان سامبورو رواج داشته و زنان دهکده با فروش آن ها مقداری پول برای تامین هزینه های جامعه خود بدست می آورند.

در فرهنگی که به آموزش زنان باور ندارد، روزالینا یکی از دختران روستا است که می تواند اسوه دیگر زنان سامبورو باشد. او در دبیرستان منطقه کلاس یازدهم است و می خواهد معلم شود. او در این باره چنین می گوید: «اگر به اینجا نیامده بودم، نمی دانم زندگی ام چگونه می بود. به احتمال زیاد ختنه شده بودم و به عنوان زن دوم یا سوم یک مرد مسن تر مجبور به ازدواج شده بودم. این زنان مرا بزرگ کردند و به من اجازه دادند درس بخوانم و تمامی این سنت ها را زیر پا گذاشتند». بر اساس فرهنگ سنتی سامبورو، دختران جوان مجبور می شوند در قبال دریافت شیربهایی که به والدینشان می رسد به عنوان زن دوم یا سوم به عقد مردان مسن تر درآیند.

ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش

filesell





برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :